معرفی کتاب روز های پیام بری
«روز های پیام بری» اثری خواندنی و تأملبرانگیز از روحالله شریفی است که روایتی مستند از زندگی غلامحسن حدادزادگان، پیامرسان خبر شهادت و راننده آمبولانس پیکر شهدا را ارائه میدهد. این کتاب از دل واقعیتهایی تلخ و درعینحال شگفتانگیز بیرون آمده و مخاطب را با یکی از مهمترین اما کمتر دیدهشدهترین نقشآفرینان دوران دفاع مقدس آشنا میکند.
داستان و مضمون کتاب
این کتاب، زندگی مردی را روایت میکند که مسئولیتی سنگین و دشوار بر دوش داشت: رساندن خبر شهادت فرزندان این سرزمین به خانوادههایشان و انتقال پیکر شهدا به مقصد. غلامحسن حدادزادگان، کارمند بنیاد شهید شهر قزوین، در طول سالها فعالیت خود، بارها و بارها با این لحظات نفسگیر روبهرو شد؛ لحظاتی که برای بسیاری از ما حتی تصورشان هم دشوار است. برخی میگویند او خبر شهادت بیش از هزار نفر را به خانوادههایشان رسانده، برخی دیگر معتقدند این تعداد کمتر بوده، اما حقیقت این است که هیچ عدد و رقمی نمیتواند بزرگی و سنگینی کار او را توصیف کند.
تصویر یک شخصیت متفاوت
حدادزادگان، شخصیتی است که شاید در نگاه اول شبیه به یک قهرمان کلیشهای به نظر نرسد. او مردی شوخطبع، زیرک و درعینحال عمیق است؛ کسی که با طنزی خاص و نگاهی متفاوت به زندگی، توانسته بار غم و اندوه این مسئولیت سخت را تحمل کند. روایتهای او از همراهی با جنازهها، دیدار با خانوادههای داغدار، خاطراتش از خیابانهای قزوین و برخوردهایش با دوستان و همشهریانش، کتاب را از یک گزارش خشک و رسمی فراتر برده و به اثری احساسی، انسانی و در عین حال خواندنی تبدیل کرده است.
روز های پیام بری یک طنز تلخ
یکی از ویژگیهای برجسته این کتاب، طنز خاص و شیرینی است که در دل ماجراهای تلخ جای گرفته است. این طنز نهتنها کتاب را از فضای غمبار مطلق خارج میکند، بلکه شخصیت اصلی آن را نیز واقعیتر و ملموستر جلوه میدهد. حدادزادگان از آن دست افرادی است که در بحبوحه سختترین و تلخترین لحظات، هنوز میتواند به زندگی لبخند بزند. شاید همین نگاه باعث شده که او بتواند این همه سال، چنین مسئولیت سختی را بر دوش بکشد.
بازگویی یک نقش کمتر دیدهشده
در بسیاری از آثار مربوط به دفاع مقدس، به رشادتهای رزمندگان، فرماندهان و حتی مادران و همسران شهدا پرداخته شده، اما کمتر کسی از کسانی که پیام شهادت را میرساندند، صحبت کرده است. این کتاب به سراغ مردی رفته که در خط مقدم مواجهه با داغ و اندوه خانوادههای شهدا قرار داشت. او کسی بود که در خانهها را میزد، نام عزیز از دست رفته را صدا میزد و ناچار بود در برابر واکنشهای گوناگون خانوادهها – از گریه و زاری گرفته تا شوک، بیحسی، و حتی خشم – بایستد.
زبان و سبک روایت
روحالله شریفی با بهرهگیری از یک سبک روایی جذاب، ماجراها را نه به شکل خشک و مستند، بلکه با زبانی ساده و خودمانی روایت کرده است. نویسنده با قلمی روایتی، خواننده را همراه خود به خیابانهای قزوین، به خانههای شهدا، و به پشت فرمان آمبولانس میبرد و او را در لحظهلحظه این تجربههای دشوار شریک میسازد. نثر کتاب از یک سو صمیمی و ملموس است و از سوی دیگر دارای بار احساسی قوی و تکاندهنده که خواننده را تا انتها با خود همراه میکند.
بریدهای از کتاب روز های پیام بری
«ماجرا شاید از پاییز ۱۳۶۰ شروع شد. از زندان چوبیندر که سه بند داشت و سیصد زندانی. بند سیاسیها، بند تعزیریها و بند معتادها. آن یک گُله جا پر بود از تنش و التهاب. آدمهایی آنجا بودند که در منتهای ناامیدی و خشم روزگار میگذراندند و تو باید سعی میکردی مثل یک سایه در میان آنها باشی. سایهای که نه تر میشود و نه اجازه دارد از داغی و سردی آن آدمهای متحرک پشت دیوارهای بلند و میلههای سرد، تأثیری بپذیرد. هیچ تأثیری! نه از دردهایشان نه از آرزوهایشان…»
جمعبندی
«روز های پیام بری» نهتنها یک روایت مستند از یک شخصیت واقعی است، بلکه یک تجربه عمیق انسانی درباره مرگ، فقدان و مواجهه با غم است. این کتاب تصویری نادر و کمتر دیدهشده از دوران دفاع مقدس ارائه میدهد و با زبانی صمیمی، گاه طنزآمیز، و درعینحال تأثیرگذار، مخاطب را به دل یکی از سختترین مشاغل آن دوران میبرد.
اگر به دنبال کتابی متفاوت درباره جنگ ایران و عراق هستید که نهتنها جنگ، بلکه اثر آن بر زندگی مردم و خانوادهها را از زاویهای جدید نشان دهد، «روز های پیام بری» یک انتخاب ارزشمند است.


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.